نگاهی به عصر شبکه‌ای

اقتصاد شبکه‌ای و جامعة شبکه‌ای واژگانی هستند که امروزه بارها و بارها در مقابل دیدگان افراد مشاهده می‌شود. اما هر دوی اینها دو روی یک سکه هستند؛ گذار به دوران شبکه. زندگی اجتماعی انسان و فعالیت‌های اقتصادی‌اش هیچ‌گاه نمی‌تواند بدون ارتباط با همدیگر باشند. هر تغییری در ابزار و روش‌های درآمد انسان به معنای تغییری اجتماعی است و هر تغییر اجتماعی نیز به معنای تغییر در شیوة فعالیت است. در این نوشتار تلاش شده است تا برخی از روندهای مهم عصر شبکه‌ای بیان شوند. روندهایی که منجر به تغییرات شگرف می‌شود.

 

  • رشد شبکه‌های اجتماعی

آشناترین تغییر دنیای امروز را می‌توان در شبکه‌های اجتماعی جستجو کرد. شبکه‌های اجتماعی را گاه در قالب رشد شرکت‌های بزرگی مانند Facebook و WhatsApp و Twitter و LinkedIn مشاهده می‌شود. اما واقعیت تغییر یافته بزرگ‌تر از این‌ها است. این شبکه‌ها مناسبات اجتماعی، شیوة آموزش، شیوه اطلاع‌رسانی و خبررسانی و روش‌های فروش را نیز تحت تاثیر قرار داده است.

یک نگاه ساده به تغییرات نشان می‌دهد، امروزه بخش عمده‌ای از کسانی که گوشی‌های هوشمند در دست دارند، نرم‌افزارهای شبکه‌های اجتماعی را نصب کرده‌اند. این شبکه‌های اجتماعی منجر به تغییرات وسیعی در جنبه‌های مختلف زندگی شده است. امروزه کانال‌های خبررسانی، رقیب جدی خبرگذاری‌ها و روزنامه‌ها شده‌اند؛ یا آموزش و مدارس تحت تاثیر قرار گرفته‌اند. حتی صنعت بازی نیز تغییر کرده است و افراد به جای بازی‌های کامپیوتری شخصی که سابقا انجام می‌دادند؛ امروزه با فردی در گوشة دیگر جهان به رقابت می‌پردازند. صنعت بازی امروزه از بعضی جنبه‌ها در حال بازگشت به سمت بازی‌های قدیمی است؛ چرا که در آن افراد با همدیگر رقابت می‌کنند، به جای آن که با کامپیوتر به رقابت بپردازند. رکوردهای همدیگر را می‌زنند و برای همدیگر کری می‌خوانند. به همین ترتیب فردا روز روش‌های فروش و خرید نیز تغییر خواهد یافت. موجی که به همراه خود تغییراتی شگرف را در بازار ایجاد خواهد کرد.

باید توجه داشت که آن کسانی که این تغییر را در نیابند و نتوانند خود را برای شرایط جدید آماده سازند، در روزهای آینده از صحنه رقابت حذف خواهند شد. دنیا بارها شاهد شکست شرکت‌های بزرگ بوده است و این شکست‌ها همیشه در یک نقطه مشترک بوده‌اند؛ آماده نبودن برای تغییرات. تغییرات از راه می‌رسند و کسانی می‌توانند هم خود را نجات دهند و هم به رشد و توسعه دست یابند؛ که توانسته باشند، پابه‌پای تغییرات خود را آماده سازند و بتوانند در این راه تغییرات را پذیرا شوند.

 

  • اهمیت اطلاعات و داده‌های بزرگ

فورد در ابتدای قرن بیستم رشد بزرگی داشت، این رشد را مرهون تولید انبوه و بالای خود بود که منجر می‌شد تا هزینه‌های تولیدش کاهش یابد و از سایر رقباء پیشی بگیرد. اما سال‌های بعدتر این شرکت نتوانست آن برتری قدیم خود را حفظ کند. این سرنوشت برای خیلی از شرکت‌های بزرگ افتاد. یکی از دلایل آن ناکامی‌ها، تغییر بزرگی بود که در تولید و طراحی در حال وقوع بود. بر اساس لازم بود تا شرکت‌ها اطلاعات دقیقی از نگرش و رفتار مشتریان و خودشان کسب نمایند. برای یک شرکت آنچه دارد اهمیت می‌یابد، طراحی و تولید متناسب با خواسته‌های مشتریان و نیازهای آنان است. به همین دلیل است که اطلاعات دقیق از آنان و جامعه اهمیت می‌یابد. بنگاهی در سال‌های آینده پیروز خواهد شد؛ که بتواند نگرش‌ها و خواسته‌های مشتریانش را بشناسد و برنامه‌ریزی کند تا محصولات و خدمات مورد نیاز وی را پاسخ دهد. به این ترتیب شبکه‌ها اهمیت می‌یابند. در هر شبکه‌ای، افرادی با ویژگی‌هایی مشترک دور هم گرد می‌آیند. به عنوان مثال یک شبکه مانند شبکة عکاسان را در نظر بگیرید. این شبکه بیش از هر چیز داده‌هایی کامل در خصوص افرادی است که علاقمندی‌شان به عکاسی است. به این ترتیب در هر شبکه‌ای امکان شناسایی دقیق افرادی که به صورت بالقوه مشتری محصولاتی خاص هستند را در اختیار تولیدکنندگان و صنعت‌گران قرار می‌دهد. از سوی دیگر این شبکه اجتماعی اولین گروه از مشتریان حرفه‌ای است که در مقابل هر محصول جدید، دست به ارزیابی می‌زنند. آنان هستند که سلیقه بازار را تعریف می‌کنند. پس ارزیابی و اظهار نظر آنان دارای اهمیتی بی‌سابقه برای تولیدکنندگان است. اگر امروزه تولیدکنندگان و توزیع‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، به همین دلیل است.

در دوران شبکه‌ای، داده‌های بزرگ و اطلاعات بزرگ اهمیت دارد و این اطلاعات تنها در قالب شبکه‌ها تولید می‌شود. بانک داده‌هایی که شبکه‌های اجتماعی دارند، قابل رقابت با هیچ بانک دادة دیگری نیست. اطلاعات این بانک‌ها شامل افراد مشخص با علاقمندی‌های مشخص است و به همین دلیل است که یک موقعیت برد-برد را برای تولیدکننده، توزیع‌کننده و مصرف‌کننده فراهم می‌آورد. هم طرف عرضه می‌تواند متناسب با ویژگی‌های طرف تقاضا تولید کند و هم طرف تقاضا می‌تواند به خوبی طرف عرضه را وادار به رفتار مناسب نماید.

این روند بر خلاف روند گذشته، به سادگی قابل مشاهده نیست و همین امر منجر به نادیده گرفتن می‌شود. اما یک نگاه عمیق‌تر می‌تواند نشان دهد که تغییرات تا چه اندازه گسترده خواهد بود.

 

  • ارتباط دائمی با مشتری به جای فروش یکبار

شکل‌گیری مفاهیمی مانند گارانتی و ضمانت در سال‌های خیلی دور اولین تغییر در شیوة فروش بود. در میانة قرن بیستم شرکت‌ها دریافتند که ضرورت دارد تا برای فروش بهتر تنها به فروش اکتفا نکنند و رابطة بلندمدتری را تعریف کنند. اما این آغاز شکل‌گیری رابطة بلندمدت میان طرف عرضه و تقاضا بود. در سال‌های بعدتر، خدمات پس از فروش، تعویض‌های رایگان پس از خرید، شکل‌گیری مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM)، شکل‌گیری باشگاه‌های وفاداری به محصولات و … تمامی نمونه‌هایی از گسترش رابطه دو طرف بود. اما با پیدایش شبکه‌های اجتماعی این ارتباط در حال تغییر شکل جدی است. بسیاری از شرکت‌ها در شبکه‌های اجتماعی دارای طرفداران و دنبال‌کنندگان هستند. به این ترتیب علاقمندان به یک شرکت مانند علاقمندان به شرکت اپل، درست مانند طرفداران باشگاه‌های ورزشی، رفتار می‌کنند.

طرفداران یک تیم فوتبال از یک سو مشوق تیم خود هستند و از سوی دیگر خواسته‌های خود را نیز به باشگاه خود تحمیل می‌کنند. باشگاه‌های بزرگ فوتبال در سطح جهان زمانی موفق شده‌اند که توانسته باشند، این رابطه را به خوبی مدیریت کنند. آن‌چه در کشورهایی مانند ما، برای باشگاه‌های ورزشی روی داد، حاشیه بود. این حاشیه در سال‌های آینده برای شرکت‌های بزرگ نیز روی خواهد داد؛ چرا که مشتری شما می‌تواند به صورت بالقوه طرفدار شما نیز باشد و این هواداران نیاز به مدیریت دارند تا بتوانند منجر به شکل‌گیری یک اتفاق بزرگ شوند.

در سال‌های گذشته صف‌های طویل طرفداران اپل که منتظر فروش آیفون‌های جدید بوده‌اند یا طرفداران بازی‌های بزرگ که مانند Call of Duty که به انتظار معرفی بازی جدید بوده‌اند؛ نمونه‌هایی هستند که در سال‌های آینده افزایش خواهند یافت.

تمامی این موارد یک سوی تغییر است؛ در سوی دیگر تغییر، تغییر نگاه محصول به خدمت است. در اصل امروزه تمامی محصولات، همراه با خدمت شده‌اند. دیگر هیچ تولیدکننده‌ای نخواهد توانست صرفا به فروش اتکاء کند. تولیدکننده باید بتواند خدماتی را نیز به همراه محصول خود ارائه دهد. به این ترتیب است که خدمت جایگزین محصول می‌شود. به عنوان مثال امروزه اگر شرکتی یک گوشی تلفن همراه می‌فروشد باید بتواند، بازی‌ها و نرم‌افزارهایی را نیز در ادامه برای خریداران ارائه دهد. به همین دلیل است که شرکت‌ها شروع به زمینه‌سازی برای تولید این نوع از خدمات و نرم‌افزارها می‌نمایند.

 

  • ائتلاف و همکاری میان شرکت‌ها

شاید یکی از مهم‌ترین آثار رفتار شبکه‌ای در اقتصاد را بتوان در اتحادهای راهبردی میان شرکت‌ها تعریف کرد. شبکه‌سازی میان خود شرکت‌ها جنبه‌ای مهم از اقتصاد شبکه‌ای است. در این میان حداقل به چند نوع از شبکه‌سازی‌ها اشاره کرد:

الف- شبکه‌سازی میان همکاران

در ساده‌ترین نوع از شبکه‌سازی، چند شرکتی که تولیدکننده مواد اولیه و خریداران است، شبکه‌سازی می‌کنند. این نوع از شبکه‌سازی سنتی‌ترین نوع شبکه‌سازی میان شرکت‌ها است. در این وضعیت شرکت‌ها به واسطة وابستگی متقابلی که به همدیگر دارند، اقدام به شبکه‌سازی می‌کنند. اگر چه این نوع از شبکه‌ها امروزه بسیار عمیق‌تر شده است و در قالب‌های جدیدی انجام می‌شود. مثلا یکی از این نوع شبکه‌ها قراردادهای لیسنانس متقابل (Cross-Licensing) است. در این قراردادها دو یا چند شرکت به همدیگر اجازه می‌دهند تا از پتنت‌ها (اختراعات ثبت‌شدة) همدیگر به صورت رایگان استفاده نمایند. مثلا در سال ۲۰۱۰ دو شرکت سامسونگ و سونی به همدیگر اجازه دادند تا در اغلب حوزه‌های الکترونیکی از اختراعات همدیگر به صورت رایگان و آزاد استفاده کنند. در این قرارداد سونی حق استفادة ۱۴٫۰۰۰ اختراع خود و سامسونگ ۱۱٫۰۰۰ اختراع خود را به طرف دیگر داد. این امر منجر به تقویت هر دو شرکت شد؛ چرا که هر دو به تقویت تکنولوژی‌های دیگری کمک می‌کردند و در همان حال نیز به صورت رایگان بهره می‌بردند.

یکی دیگر از همکاری‌های جدید در خصوص راه‌اندازی مراکز مشترک تحقیق و توسعه (R&D) است. در این وضعیت دو بنگاه اقدام به تاسیس یک مرکز مشترک در زمینه تحقیق و توسعه می‌شوند. مثلا دو شرکت اریکسون و سیسکو برنامه‌ریزی کرده‌اند تا سال ۲۰۱۷ یک مرکز تحقیق و توسعه مشترک راه‌اندازی نمایند و از نتایج و اختراعات آن مرکز هر دو بهره ببرند. این امر منجر به کاهش هزینه‌های تحقیق و توسعه می‌شود.

 

ب- شبکه‌سازی در سرمایه‌گذاری‌های کوچک جسورانه و مشترک

یکی دیگر از انواع اتحادها را می‌توان در قالب سرمایه‌گذاری‌های کوچک و مشترک مشاهده نمود. در این نوع از سرمایه‌گذاری‌ها، شرکت‌ها در قالب سرمایه‌های بسیار کوچک (در حد چند ده هزار دلار) بر روی ایده‌های نوآورانة جوانان سرمایه‌گذاری می‌کنند. اغلب این ایده‌های نوآورانه البته شکست می‌خورند؛ ولی تعداد اندکی از آن‌ها که از این مسیر موفق بیرون می‌آیند، به یکباره با رشدهای سریعی روبه‌رو می‌شوند، که در سال‌های بعدتر منجر به سودهای هنگفتی می‌شوند و کل سرمایه‌گذاری اولیه را باز می‌گردانند. به این ترتیب امروزه این سرمایه‌گذاری در قالب‌های متنوعی از جمع‌سپاری (Crowd-Funding) تا سرمایه‌گذاری جسورانه (Venture-Capital) و اسپانسر شدن برای شتاب‌دهنده‌ها (Business Accelerator) انجام می‌شود. شاید این نکته جالب باشد که زمانی که فیس‌بوک تازه توسط چند جوان در حال راه‌اندازی بود، شرکت مایکروسافت یک سرمایه‌گذاری اندک انجام داد و سال‌ها بعد این سرمایه‌گذاری اندکش چندصد برابر شد.

پ- شبکه‌سازی در قالب انجمن‌ها

انجمن‌های صنفی، اتحادیه‌ها، مجمع‌ها، اتاق‌های بازرگانی، صنعت و معدن و … نمونه‌هایی از شبکه‌هایی که هستند که به منظور تقویت زمینه‌سازی فعالیت اعضاء شکل می‌گیرند. هر یک از این شبکه‌ها ماموریت‌های تخصصی و خاص خود را دارند، اما در تمامی این شبکه‌ها تلاش می‌شود تا صدای واحد یک بخش اقتصادی در مقابل جامعه و دولت شنیده شود. این صدای واحد خود منجر به شکل‌گیری اجماع میان اعضاء آنان شده و در عین حال می‌تواند سبب همدلی‌ها و ادراک متقابل میان بخش‌های مختلف یک جامعه شود. به همین دلیل است که شبکه‌هایی اینچنینی مدام در حال رشد هستند.

 

ت- شبکه‌سازی میان رقباء

اگر چند سال پیش (حدود ۱۵ سال) را به یاد بیاوریم، انواع چاپگرهایی (پرینترهایی) که در بازار بودند، هر یک از طریق خاصی به کامپیوتر اتصال می‌یافتند و همیشه مشکل استفاده‌کنندگان آن بود که برای هر چاپگری که می‌خریدند باید مبدل اتصال به کامپیوتر را می‌خریدند، اما امروزه همة وسایل از طریق USB به کامپیوترهای شما وصل می‌شود. یا اگر به یاد داشته باشید، زمانی که به کشورهای دیگر مسافرت می‌کردید، موبایل شما ممکن بود کار نکند. اما امروزه اینطور نیست. اینها تمامی از رهگذر شبکه‌سازی میان رقباء به وجود آمده است. امروزه شرکت‌ها یاد گرفته‌اند که علی‌رغم رقابت شدیدی که با همدیگر دارند، باید بر سر بعضی از مسائل توافق کنند و تمامی آن‌ها از یک استاندارد استفاده کنند. این امر در قالب شبکه‌هایی که میان رقباء وجود دارد و مذاکراتی که به طور معمولی دارند، شکل می‌گیرد.

 

سخن نهایی

شبکه‌سازی جزء غیرقابل انکار رقابت اقتصادی است. آنچه امروزه پدید آمده است، حاصل شکست‌های بی‌شماری بوده است، که در عرصة اقتصادی و رقابت توسط شرکت‌ها تجربه شده است. شکست‌هایی که اگر تجربه نشوند و در فعالیت‌ها مورد توجه قرار نگیرند؛ بدون شک دوباره رخ خواهند داد. فضای اقتصادی امروز کشور، نیازمند توجه به این تغییرات بزرگ است. تغییراتی که پیش‌درآمد موفقیت‌ها و البته شکست‌ها خواهد بود. شرکت‌های بزرگ باید در کنار فعالیت‌های متداول‌شان باید خود را برای تغییر بزرگ آماده سازند؛ تغییری که ناشی از پیدایش و اهمیت شبکه‌هاست.